تبلیغات
Like SunFlowers - مجنون
Like SunFlowers
....A sunflower among all flowers

مدیر وبلاگ : kosar_pcy

مجنون

جمعه 16 آبان 1393  ساعت: 10:16 ق.ظ

نوع مطلب :one shot ،

نظرات() 


این ی وان شات مال کریس و مهشادیه....نویسنده تربچه

به نام خدا

 

دیر امدی باران...

خیلی دیر

اتشش ریشه هایم راسوزاند....

 

فروشنده بسته رو باوسواس خاصی کادوپیچ کرد.میدونست مشتری جوونش رو هدیه هایی که هرهفته میگیره خیلی حساسه...یکسالی میشد که این پسررومیشناخت...قدبلند..باموهایی طلایی و صورتی خوش ترکیبهیچوقت لبخندی ب لب پسرک ندیده بود..همیشه بی صداوارد میشد...سلیقه ش عالی بود...

هرهفته ی لباس دخترونه ی قشنگ...باقرارگرفتن بسته روی میز دستگاه کارتخوانو جلوی پسرک گذاشت.بعدازچندثانیه کاغذرسید باصدای خش خش ضعیفی کنده شدو پسرک بیرون رفتهنوز فروششو تودفتر ثبت فروش ثبت نکرده بود که باصدای خانوم مسنی سرشو بالاآورد..

-        این...این پسره چی خرید خانم؟

مقابلش دوتاخانم مسن بودن هنوز هم باچشم کریس رو دنبال میکردنمتعجب پرسید:بله؟

خانوم مسن که کت و دامن نه چندان شیکی تنش بود بادست کریس رو نشون داد:اونو میگم..همون دیوونهه...

-        دیوونه؟

زن دوم بادلسوزی نگاهشو ازکریس گرفت:آره..طفلک دیوونس...حیف ازاین پسرک تباه شد...

.

.

.

.

 

به سرکوچه رسید.دوباره همون نسیم خنک تموم وجودشو نوازش کرده بود..دیگه به خوش امدگویی عشقش عادت کرده بودقدمای آرومش کمی رنگ عجله گرفت.جلورفت کلیدشو توقفل درحیاط انداخت و دروبازکرد...قدم ب قدم حیاطو گذشت....درخونه  بازبود...لبخندی زد...تینا اونجا بود...کناراون...برای اون...توخونه ی اون...واین تنها چیزی بود که لبخند به لب پسرک مجنون میاورد...دروبست .سایلی که گرفته بودروروی اوپن خاک گرفته ای گذاشت که مدتها بود خاکش رو نمیدید...سمت مبل رفت و توسکوت تلخ و دلخراش خونه توش دراز کشید..چشمهاشو بست..چقدرخسته بودچندثانیه ای نگذشته بود که چشماشو بازکرد...مگه میشد عطررز خوشبوش رو حس کنه و بیدار نشه؟

تینا پای پله هاایستاده بود..توسکوت پرحرفی به تینا که بازهم اون لباس سفیدرو پوشیده بود خیره شد....لباس تینا قشنگترین لباسی بود که دیده بود...ولی کریس...اون لباسودوست نداش...بازم لحنش بوی غم میداد...اشک ازگوشه ی چشمش چیکید:بازم سفید؟

 

هیچ جوابی نشنید...فقط ی لبخند...اونقد قشنگ که انگارهیچ لبخندی ب اون زیبایی وجودنداره..اشکای دیگه روی گونش چکیدن:نپوشش...جون کریس نپوشش خانومم..چندبارقسمت بدم اخه؟؟ببین برات لباس گرفتم...ببین چه قشنگه...

چشمای معصوم تینا پشت پرده ی اش پنهون شد ... دوباره پله هارو آروم آروم طی کردتابالابره...

 

بسته ی کادوروروی بسته های دیگه گذاشت..بسته های رنگارنگی که هیچوقت بازنشده بودن...

هیکل بی جونشو ازوری مبل بلندکرد و راه خروجی رو درپیش گرفت....بابسته شدن درحساط نگاهش به دخترکوچولویی که بادوتا آب نبات جلوی درایستاده بود افتاد...دخترک باقدمای لرزونی جلواومدو باچشمای معصومو درشتش ب کریس زل زد...

-        میرا؟؟

ب محض شنیدن صدای مادرش که باعصبانیت داشت سمتش میومد آبنبات رو به دست کریس داد و سریع سمت مادرش رفت...مادری که داشت مدام زمزمه میکرد :اون پسردیوونس..چندباربگم بش نزدیک نشو؟؟

ب آبنبات رنگارنگ نگاه کرد و اونوتوی جیبش گذاشت و به سمت مقصد حرکت کرد...

 

.

.

.

.

اخبارامروز:

 

تصادف وحشتناکی که دراثربرخورد مترو با یک پسرجوان اتفاق افتاد یک کشته برجای گذاشت...کریس وو...جوان 25 ساله که سال پیش خودازاین تصادف نجات پیداکرده بود.امروز صبح خود جان دختربچه ی 5 ساله ای را ازاین سانحه نجات دادو خود جان باخت....

 

بابهت به عکس گوشه ی تلوزیون فروشگاه خیره شد..همون پسرک ...باورش سخت بود.....صدای همهمه ی مشتری هاتوی مغازه پیچید:

 

-        همون پسردیوونه هس...میگن سال پیش نامزدش تینااونو ازاین تصادف نجات داده و خودش مرده...بعداون پسره دیوونه شد..میگف تینا زندس...توخونشه....حالا هم که خودش همونجا.....

پایان...امضاتربچه فسقلی



نوشته شده توسط:kosar_pcy

ویرایش:جمعه 16 آبان 139310:19 ق.ظ

How do you strengthen your Achilles tendon?
شنبه 1 مهر 1396 08:23 ق.ظ
This piece of writing gives clear idea in support of
the new visitors of blogging, that genuinely how to do blogging
and site-building.
foot pain due to diabetes
پنجشنبه 15 تیر 1396 01:49 ق.ظ
Glad to be one of many visitants on this awful site :
D.
foot pain after running
جمعه 2 تیر 1396 11:25 ق.ظ
These are actually impressive ideas in regarding blogging.
You have touched some pleasant points here. Any way
keep up wrinting.
http://teresiabraune.wordpress.com/
جمعه 22 اردیبهشت 1396 08:38 ق.ظ
What's up, just wanted to mention, I liked this post. It was helpful.
Keep on posting!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 02:22 ق.ظ
Attractive portion of content. I simply stumbled upon your web site and in accession capital to
claim that I acquire actually enjoyed account your blog posts.

Any way I'll be subscribing in your augment or even I fulfillment
you get right of entry to persistently quickly.
BHW
دوشنبه 14 فروردین 1396 11:23 ق.ظ
Aw, this was an extremely nice post. Finding
the time and actual effort to make a superb article… but what can I say… I put things off
a whole lot and don't manage to get anything done.
niusha$$kim
جمعه 16 آبان 1393 02:06 ب.ظ
مرسیییییییییییییییییییییییی
پاسخ kosar_pcy : متشکرمندمممممممممم
shamim
جمعه 16 آبان 1393 10:42 ق.ظ
واییییییییی.....واقعا غمگین بود.........چقد دلم برا دختره سوخت.......کریسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسسس...........!!!!!!!.....عالیییییییی.....
پاسخ kosar_pcy : مرسییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • ازعملکرد وب درچه حدراضی هستین؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو