تبلیغات
Like SunFlowers - به پاکی ریزش برف21
Like SunFlowers
....A sunflower among all flowers

مدیر وبلاگ : kosar_pcy

به پاکی ریزش برف21

چهارشنبه 5 آذر 1393  ساعت: 10:14 ب.ظ

نوع مطلب :به پاکی اسمان ،

نظرات() 



اینم از این......با قسمت22 میایم...چه قدر داره طولانی میشه

عیب نداره؟
به پشت در که رسیدیم تقریبا داشتم میلرزیدم.....البته به صورت غیر نرمال.....چون اصولا من هیچ وقت در این مواقع استرس نداشتم خیلی تعجب کرده بودم
برای چی؟.....وجوده کریس؟وجوده..........چانی؟نه....امکان نداره 
اروم زیر لب زمزمه میکردم:بالدواندوه....بالدواندوه
سرمو به طرفین تکون دادم تا این افکار از سرم بپره...چانی مگه اصلا مهمه؟
داشتم دوباره تو این افکار مزخرف غرق میشدم که یوا نجاتم داد
دستمو محکم گرفت و جلوم ایستاد:...وووواااای ادسا چرا اینقدر یخی؟سردته؟
اخه احمق جان تو این گرمای راهرو من از سرما یخ زدم؟یه ماشین کوش من برم زیرش؟
نفسمو فوت کردم و گفتم:نه...چیزیم نیس
یوا انگار اصلا براش مهم نیس با خنده گفت:پس بریم توووووو و منو کشید و درو باز کرد
....وای چه قدر سر و صدا....هنوز هیچی نشده دارم غر میزنم
هوووف.....سرم پایین بود.....یه جورایی انگار خجالت میکشیدم سرمو ببرم بالا...تا قبلش از لباسم و قیافم مطمین بودم اما الان...دچاره یه عذابه شدید شده بودم...کاش یه لباس دیگه میپوشیدم...کاش یه رنگه دیگه بود...کاش حداقل ارایشم فرق داشت....مدل موهام
وای داشتم سکته میکردم.....احساس میکردم همه الانه که مسخرم کنن
واسه همینا سرم هنوز پایین بود
تند تند نفس میکشیدم و هنوز دستام میلرزید...فکر کنم بیش تر یخ زده بودم..عادتم بود هروقت استرس میگرفتم یخ میزدم...خدارو شکر یوا دستمو ول کرده بود و متوجه نبود.....یک نگاهمو بالاتر اوردم...یوا داشت سالنو کنکاش میکرد
اروم زدم به پهلوش
برگشت طرفم و اروم سرشو اورد نزدیک گوشم و گفت:چیه؟
گفتم:کسی نگامون میکنه؟
یوا اول با تعجب نگام کرد و بعد با یک نگاهه دیگه به سالن گفت:اممم....فکر کنم بهتره سرتو بلند کنی...
نفسمو با حرص فوت کردم و خود به خود سرمو اوردم بالا و محکم تو چشاش زل زدم و با اخم غلیظی عصبانی گفتم:یعنی چی؟من دارم به تو میگم کسی نگامون میکنه یا نه این چه طرز جواب دادنه؟
یوا که از فرم تند رفتارم هنگ کرده بود با دهنه نیمه باز نگام میکرد
عصبانی تر شدم....میخواستم دوباره یه چیزی بهش بگم که با صدایی متوقف شدم:یوا خانوم....خواهرتون کارتون دا..
صدا از پشت سرم بود.....ولی بین اون همه صدا و اهنگو غیره...این یکی خیلی اشنا و گرم...و با بم خاصی بود
همین منو ترسوند تا برگردم و نگا کنم کیه!پس سر جان صاف ایستادم
یک لحظه صبر کن چرا حرفشو نصفه ول کرد؟
ینی منو دیده؟یوا پشت سرمو نگاه کرد و با یه لبخند با نمک گفت:اوه الساعه میرم
و بعد با سرعت از من دور شد
ای خدا بگم چی کارت کنه
برای به دست اوردن ارامشم چشمامو بستم و یه نفس عمیق کشیدم...اروم باش....
چشمامو که باز کردم یه ادم جلو چشام بود.....کسی که حدث زده بودم...چانیعول....به قیافش نگاه نمیکردم...سرم پایین بود.
اما وقتی صدای نفس کشیدن عجیبشو شنیدم سریعا سرمو اوردم بالا و نگاهش کردم
هی وایه من......داشت دونه دونه از پایین به بالامو تک به تک اسکن میکرد.....تازه رو هرکدوم هم یک دقیقه ترمز میکرد....انگار هنگ کرده بود
حق داشت....شرط میبندم اصلا فکرشم نمیکرد من این شخصیتو انتخاب کنم
تند تند نفس میکشید.....چرا؟نه خیلی تند اما طوری بود که صداشو بشنوم البته من تو یک قدمیش بودم....حالا چرا از نزدیک بودنش بهم اعتراضی نمیکردم؟...نمیدونم...بیخیال...وقتی به صورتم رسید.....با این که رژم براق بود....شاید لبام خیلی تو چشم بود....اما یک لحظه هم رو لبام زوم نکرد...فقط مستقیم به چشمام نگاه کرد
چشمامو سرمه مشکی کشیده بودم و چشمام درشت تر شده بودن.موهامم روشونه هام پخش بودن با این تفاوت که کلا با بیگودی پایینه موهام حالت دار شده بود و فر بود.موهای خرماییم خیلی خوشگل شده بودن
چتریامم ریخته بودم....با این حال چیزی از درشتی چشام کم نشده بود...خاک تو سرم دوساعته دارم خودمو توصیف میکنم...حواسمو دادم به چانی....به چشماش...لرزششون....برای یک لحظه نگام افتاد به لباش...به اندازه 2سانت از هم باز بودن
بدون کنترل یه لبخند زیر پوستی زدم که فکر کنم چانی دید چون لبای اونم به یه خنده ریز باز شد
سعی کردم خندمو بخورم.....اخم مصنوعی که البته بیش تر شبیه به هرچیزی بود به جز اخم کردم و گفتم:کاری داشتین؟
چانی که انگار هول شده بود رنگ نگاهش عوض شد و گفت:ها؟چی؟من؟...اااا....نه والا....کاری نداشتم......خوش اومدی به مهمونی
انگار اصلا متوجه نبود چی داره میگه....پوزخندی زدم که البته بازم بیش تر شبیه به یه خنده مزهک اندر سفیه بود و گفتم:اقای پارک....این مهمونی مهمونی برادر بندش که خودمون واسش گرفتیم....خوش اومدی رو فکر کنم من باید به شما بگم...
دیگه صبر نکردم ببینم چی میگه...فقط قیافشو دیدم که تعجب توش موج میزد...انگار از اینکه ضایه شده بود و البته سوتی از هول کردنش داده بود تعجب کرده بود
از کنارش رد شدم و به سمت میز باری که گوشه سالن گذاشته بودن رفتم...
تو این مهمونی....خیلی چیزا باید مشخص شه...از جمله رابطه بین من و کریس...و چانی


نوشته شده توسط:tilaexo

ویرایش:پنجشنبه 6 آذر 139312:43 ق.ظ

foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 01:41 ب.ظ
Heya i'm for the primary time here. I came across this board
and I to find It really helpful & it helped me out a lot.
I'm hoping to provide something back and help others such as you helped me.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 10:04 ب.ظ
Hey would you mind sharing which blog platform you're working with?

I'm going to start my own blog in the near future but I'm having a hard time selecting between BlogEngine/Wordpress/B2evolution and Drupal.
The reason I ask is because your design and style seems different then most blogs and I'm looking
for something completely unique. P.S My apologies
for getting off-topic but I had to ask!
FaTeMeH
پنجشنبه 6 آذر 1393 12:27 ب.ظ
بچم خیت شد خخخخخ
پاسخ tilaexo : خخخخخ خیالت تخت
niusha$$kim
پنجشنبه 6 آذر 1393 09:07 ق.ظ
خیلی قشنگ بود.
پاسخ tilaexo : فدات شم گلی
shima
پنجشنبه 6 آذر 1393 12:53 ق.ظ
بالدواندوه یعنی چی میترا جوونم؟؟
پاسخ tilaexo : یعنی امکان نداره...(امکان نداره...به هیچ وجه...)
اینجور چیزا
shima
پنجشنبه 6 آذر 1393 12:51 ق.ظ
میخوااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام
میخوام
مرسی عالی بود به خصوص قسمت دهن باز موندن چانی
پاسخ tilaexo : منم :))))خواهش میشه اره مرسی:*****
مهسان
چهارشنبه 5 آذر 1393 11:28 ب.ظ
اررره همه چی باید مشخص بشه منم می خواام بدونم...مرسییییی
پاسخ tilaexo : خخ خواهشششششش
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • ازعملکرد وب درچه حدراضی هستین؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو