تبلیغات
Like SunFlowers - room 205
Like SunFlowers
....A sunflower among all flowers

مدیر وبلاگ : kosar_pcy

room 205

سه شنبه 11 آذر 1393  ساعت: 04:04 ب.ظ

نوع مطلب :one shot ،

نظرات() 

شخصیت ها:نیوشا .....چانیول

به نام خدا

 اتاق 205

شخصیت ها:چانیول – نیوشا

کوله پشتیمو روشونم انداختم و بالبخند دراتاق مدیرو بستم..اخیششش....چشماموبستم و سعی کردم بوی مدرسه ی جدیدروبه ریه هام بکشم تابتونم بهشون عادتش بدم..دیگه خبری ازاون مدرسه ی قبلی ک عین جهنم بود نیس...حالا منم و این مدرسه ی جدید فقط فک کنم اگ بخام یکم دیگه ریه هامو ب بوی این مدرسه عادت بدم ازبوی وایتکس سوراخ شن خخخ.چشماموبازکردم و همونطو رکه کاغذ توی دستمو بازمیکردم سمت جلو حرکت کردم...اتاق 502.

میخاستم سرمو بلند کنم که بابرخورد با جسم سختی ی مترپرت شدم عقب و کاغذ ازدستم افتاد...اوه اوه این دیگه چی بود...دماغم شکست فک کنم...همونطور که بینیمو بادست میمالیدمم چشمامو باز کردم...ااا...به چوب رختی خوردم؟؟این تومدرسشون ازچوب رختی یونیفرم جدید اویزون میکنن چه جالب...کمی سرموبلند کردم..بادیدن کسی که به چوب رختی شباهتش داده بودم ننزدیک بود ازخنده غش برم...ی پسرباقدبلند و موهای قهوه ای تیره ک مرتب ب سمت بالاحالت داده شده بودو ی جفت چشم قهوه ای خیلی تیره ک بخاطردرشت بودن توصورت سفیدش میدرخشید..کوله پشتیشو روشونش جابه جا کرد و خم شدو کاغذوبرداشت..بهله..میدونم..نرسیده ابروم رفت انقد زل زدم به طرف...

نگاهشو ازکاغذ گرفت و سرشو بلند کرد:فک کنم تازه واردی...

کسی اینجا نمیخاد معذرت خواهی کنه؟؟چه زودم پسرخاله میشه حالا....ب معصومیت چشماش لبخندی زدم و سرمو تکون دادم.برگه رو سمتم گرفت:من این کلاسو میشناسم..فک کنم بتونم نشونت بدمش...

ازفکراینکه دیگه لازم نیس دوساعت تومدرسه ی ب این بزرگی دنبال کلاس بگردم باذوق یهویی بالاپریدم:ارههههههههه عالیهههههههههه

لبخندی ب حرکت بچگونم  زدودستاشو توجیبش فرو کردو بالاخره راه افتادیم....

ده دقیقه بعد:

بابدبختی ب دوروبرم نگا کردم:چرا نمیرسیم پسسسس؟؟؟

همونطور که لبخندی زده بودو به جلو خیره بود گفت:میرسیم عجله نکن....

لبموگزیدم و قبل اینک تودلم بخام غربزنم ب نیم رخ جدی ولی مهربونش خیره شدم...راستی من اسم این یارو رو نمیدونما...لباموبازبون خیس کردم و اروم ی شونش زدم:میگم...

سرجاش وایسادو چرخید سمتم و پرسشگرنگام کرد...

دستی به موهام کشیدم:اسمت چیه راستی؟؟؟

تک خنده ی کوتاه و بانمکی کرد:فک کردم کلا نمیخای این سوالو بپرسی...

-        اخه فک کردم تو ی غریبه ی خوبی...وگرنه میدونم نباید با غریبه ها حرف بزنم...

ی طاق ابروشو بالاانداخت:واو... ی غریبه ی خوب...

-        اسمتونمیگی..؟

دستی ب موهاش کشید:چانیول..پارک چانیول...

چانیول؟؟؟این اسمو کجا شنیدم؟؟انگشت اشارمو رولبم گذاشتم و همونطو ر که سعی میکردم جواب سوالمو پیدا کنم بهش نگاه کردم.باخنده دستمو کشید:بیا وگرنه ی ربع باقی مونده ی کلاستم میپره ها...

بااین فکر بیخیال پیدا کردن اسمش شدم و سریع دنبالش رفتم.بالاخره چن تاتقه به دریکی ازکلاسا زد:بفرمایید اینجاس.

لبخندی زدم:ممنون.چانیول...

و رفتم توکلاس.معلم بادیدنم کمی عینکشو جابه جا کرد:میتونم کمکتون کنم؟؟

-        اوم..البته...من دانش اموز جدیدم...کلاسمو گم کرده بودم واس همین دیر رسیدم...

و برگه ی توی دستمو بهش نشون دادم...معلم سرشو بلند کرد:شماره ی کلاست چنده؟؟؟؟

ها؟؟چرا سوالای جبروتی میپرسن اینا؟؟باتعجب نگاه پرسشگری ب چانیول ک بالبخند عمیق و معناداری پشت دروایساده بود انداختمو اروم گفتم:502

معلم لبخندی زدو همونطور که کاغذو میگرفت سمتم گفت:فک کنم کاغذو اشتباهی گرفته بودی که نتونسی کلاستو پیدا کنی.اینجا کلاس دیویست و پنجه و ماکلاس پونصدودو نداریم تواین مدرسه...

جاننننننننن؟؟؟؟هنوز درگیر فک کردن بودم که بافکراین ک چانیول سرکارم گذاشته نگاه چپ چپی بهش انداختم ولی اون همچنان باهمون لبخند مهربون پشت دروایساده بود.توهمین افماربودم ک زنگ خورد.ب محض شنیدن صدای زنگ  سریع دوییدم بیرون کلاس و بامشت به قفسه ی سینش کوبیدم:پارک چانیووووووووووووول تو ک گفتی کلاسو میشناسییی چرا سرکارم گذاشتییییی

دستای کوچولومو تو ی دستش گرفت و تکیه م داد ب دیوارکنار کلاس و همونطور که دست ازادشو سمت راستم میذاشت به چشمام خیره شدو لبخندی زد:چون فک کنم دوست دارم....



نوشته شده توسط:kosar_pcy

ویرایش:سه شنبه 11 آذر 139304:11 ب.ظ

foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 10:44 ق.ظ
I'm truly enjoying the design and layout of your site. It's a very easy on the eyes which makes it
much more enjoyable for me to come here and visit more often. Did
you hire out a designer to create your theme? Exceptional work!
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 10:59 ق.ظ
Excellent goods from you, man. I have understand your stuff previous to and
you're simply too great. I actually like what you've
acquired right here, certainly like what you're saying and the way in which during which you assert it.
You are making it entertaining and you still care for to keep it sensible.
I can't wait to read far more from you. That is really a wonderful website.
manicure
چهارشنبه 23 فروردین 1396 07:00 ق.ظ
Heya i am for the first time here. I came across
this board and I to find It truly useful & it helped me out much.
I am hoping to present something again and aid
others such as you aided me.
Reyhaneh
سه شنبه 11 آذر 1393 10:48 ب.ظ
khoboda vali kam boda chi konam man poroam dg harchi to delam bashe migam
ترنم
سه شنبه 11 آذر 1393 05:11 ب.ظ
بازدید وبلاگت رو نمیخوای زیاد کنی؟ همین حالا وبلاگت رو توی لیست دوستانم ثبت کن تا بازدیدت روزانه بیشتر از همیشه شه
shamim
سه شنبه 11 آذر 1393 04:58 ب.ظ
ولی اینجور نقشا خوب به چانیول میادا...!!!!!!....دستت درد نکنه...ادامه هم داره دیگه..؟؟؟؟؟؟؟!!!!...نداره...؟؟؟...داره...؟؟؟!!!...ادامههههههه....اخ یادم رفت...گندم بذااااااار...من برادرزاده میخوام....بدوووووو....خخخخ...!!!
FaTeMeH
سه شنبه 11 آذر 1393 04:03 ب.ظ
خخخخ این بچه مردم آزاری تو خونشه
قشنگ بود
niusha$$kim
سه شنبه 11 آذر 1393 03:39 ب.ظ
عالی بود
ممنون
پاسخ kosar_pcy : خوهش میشود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • ازعملکرد وب درچه حدراضی هستین؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو