تبلیغات
Like SunFlowers - به پاکی ریزش برف26
Like SunFlowers
....A sunflower among all flowers

مدیر وبلاگ : kosar_pcy

به پاکی ریزش برف26

چهارشنبه 26 آذر 1393  ساعت: 10:33 ب.ظ

نوع مطلب :به پاکی اسمان ،

نظرات() 

سلام بچه ها...خوبین؟ببخشید دیر شد من یه مدت لب تابم قاطی کرد

بفرمایید ادامه....با تجهیزات کامل خخخ


همین؟یعنی خاااااک تو سرت که فکر کردم الان میخوای چی بگی

صب کن ببینم!!!!چی گفت؟
کاش؟این الان گفت کاش؟پلیییز ریپیییییییییییت!عین خنگا نگاش نکردم

یعنی همونه؟یعنی راسی راسی باور کنم همونه؟

اب دهنمو به زور قورت دادم

چانی سرشو انداخته بود و همون طور که یه دستشم رو دیوار کناره 

صورتم بود یه کم فاصلشو کم تر کرد و بعد از یه نفسه عمیق دوباره 

تو چشمام خیره شد

تو چشماش یه چیزی بود

و منم ته دلم بلاخره به خودم اعتراف کردم که از این که اون بوده 

خوشحال شدم


انگار اتفاقاته چند دقیقه پیش یادم رفته بود..اون عکسو اون خبر


اما به محض این که یادم اومد یه اخمی نشست رو صورتم که چانی 

هم فهمید دوباره عصبانی شدم


دوباره با زبونش لباشو خیس کرد...فک کنم هروقت استرس داشت 

این کارو میکرد

اروم گفت:باور کن...........دروغه

از تن و لحن صداش خود به خود اروم شدم

اما نه..این درست نبود

موضوعی نبود که بشه راحت ازش گذشت

با حفظ اخمم منم مثل خودش گفتم:ازکجا باور کنم؟اون عکسو ندیدی؟


با این حرفم که انگار خیلیم براش تند نبود شیر شد و گفت:من خودمم 


نمیدونم اون عکس از کجا اومده...ببین من فقط یادمه لوسی اومد 

پیشم.....رفته بودم بار...اعصابم خورد بود.داشتم الکل 

میخوردم....لوهان هم رفته بود مسافرت دوروزه بهترین موقع بود که 

کسیم خونه نبود و من میتونستم راحت مشروب بخورم و از بوش 

نترسم....هرچی به لوسی گفتم نرفت...نشست کنارم و من فقط یه 

لیوان ازش مشروب گرفتم...حالم خوب نبود زیاد چشمم جاییو نمیدید


بعد از اون لیوان فقط یادمه لوسی دستمو گرفت....اما دیگه چیزی 

یادم نیست


صبح هم تو جای خودم بیدار شدم


با همون اوضاعی که خودت دیدی...به خاطر مشروب سرم درد 

میکرد...اما درد دیگه ای نداشتم به علاوه تو اتاقم نه اثری از لوسی 

بود نه اثری از هیچ نشونه ای برای اثباته اون عکس
درنتیجه دروغه....


با حرفاش نمیدونستم خجالت بکشم...رنگ عوض کنم...یا باور 

کنم...یا خوشال شم.....لبمو گزیدمو تو چشماش نگاه کردم...چه قدر 

جذاب شده بود..چندتا تارموهاش ریخته بودن رو پیشونین و نفسای 


سردش به گوشم میخورد


چرا مثل بقیه هیچ وقت نفساش گرم نیست؟
همیشه سرده

چشماش دیگه اروم شده بود...نمیدونم چند دقیقه بود بهش خیره بودم 

اونم به چشمای من خیره بود وقتی به خودم اومدم که اروم زمزمه 

کرد:اون شکلی نگام نکن

بعد یه چیزیو زیر لب زمزمه کرد که چون فاصلمون نزدیک بود 

شنیدم:بدبخت تر از اینم نکنی خیلیه

و بعدم ازم جدا شد....وقتی ازم فاصله کافی رو گرفت سرشو انداخت 

پایین و گفت:تو جلو برو من پشتت میام

وقتی بدون هیچ صحبتی من جلوتر ازش راه میرفتم...یه احساس 

خیلی خاصی داشتم...انگار کله بادیگاردای دنیارو ریخته بودن پشته 
من و همه شون مواظبم بودن

از این حس شیرین یه خنده شیرینم رو لبام نشست

توی راه به خیلی 
چیزها فکر کردم...و نتیجه اخری که پیش خودم 
گرفتم این بود.....اون چشمای
 قهوه ای...بلاخره...منم اسیره خودش 

کرده بود



نوشته شده توسط:tilaexo

ویرایش:چهارشنبه 26 آذر 139310:45 ب.ظ

foot pain
سه شنبه 14 شهریور 1396 10:47 ق.ظ
If some one desires expert view on the topic of blogging then i advise
him/her to pay a quick visit this website, Keep up the fastidious job.
Foot Issues
سه شنبه 17 مرداد 1396 01:53 ب.ظ
I am really delighted to glance at this website posts which carries tons of useful facts, thanks for providing these data.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 03:10 ب.ظ
Hi there, I check your new stuff on a regular basis.
Your humoristic style is witty, keep doing what you're doing!
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 08:15 ب.ظ
Hello there, just became aware of your blog through Google, and
found that it is really informative. I'm going to watch out for
brussels. I'll appreciate if you continue
this in future. A lot of people will be benefited from your writing.

Cheers!
niusha$$kim
پنجشنبه 27 آذر 1393 01:44 ب.ظ
ali bood
پاسخ tilaexo :
FaTeMeH
پنجشنبه 27 آذر 1393 11:42 ق.ظ
ایییییییییییییییییییی وااااااااااااااااااای من مرگ مرسی تیلا
پاسخ tilaexo : فدای تووووووووووووووووووووووووووووووووو
نازی
پنجشنبه 27 آذر 1393 08:32 ق.ظ
یه وبلاگ طراحی کردم و تمام کسایی که وبلاگ خوب و باحال دارند رو دعوت به تبادل لینک کردم . از تو هم دعوت می کنیم به جمع ما بیای

منتظر حضور سبزتم
elieli
پنجشنبه 27 آذر 1393 01:36 ق.ظ
ووواااووو عااالییی بوووود. عشقم چانیییییییییییییی
ادامه ادامه
خسته هم نباشی
پاسخ tilaexo : غربونت عزیزم....با نظرای شماها معلومه که کسی خسته نمیشه:****
reyhaneh
چهارشنبه 26 آذر 1393 11:33 ب.ظ
ali bood akhryyyyyyyyyyyyyyyyyyyyy
پاسخ tilaexo : فداااااااااااااااااااااااایت
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • ازعملکرد وب درچه حدراضی هستین؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو