تبلیغات
Like SunFlowers - پشت پنجره ep 4 قسمت 2
Like SunFlowers
....A sunflower among all flowers

مدیر وبلاگ : kosar_pcy

پشت پنجره ep 4 قسمت 2

جمعه 22 آبان 1394  ساعت: 10:24 ب.ظ

نظرات() 

اینم قسمت دوم این پارت

 

سوبین:

بندکتونیاموبستم و باخنده نگاش کردم:یاا...مگه چی شد تواتاق کریس که داری درمیری؟؟؟

چشماشو ریز کردو هولم داد سمت بیرون اتاق:هیچی...فک کردم توحمومی بعد...

باشنیدن کلمه ی حموم دوباره پقی زدم زیر خنده :واااااااااااااااااااااااای...رفتی درحمومو بازکردییییییییییییییی؟

دندوناشو روهم فشارداد:نخیرممم.خودش زودتردروبازکرد تازه..حوله هم دورکمرش بود...

دستی به موهام کشیدم و دوباره خندیدم:ازاین به بعد بمون تواتاقت تا خودم بیام بیدارت کنم تواین یه ماه میترسم طفلی داداشم خودکشی کنه ازدستت...

-          اون درخت چنار طفلیهههههههه؟

دستشو کشیدم و سمت اتوبوس که وایساده بود بردمش:بیا با اتوبوس بریم هواسرده.تازه داداشم زیادم چنارنیستا...یکمی نردبونه....

همونطور که پله های اتوبوسو بالامیومد باچشمای گرد نگام کرد:یکو هشتادو هفت چنارنیست؟؟؟؟

سرموخاروندم:ی کوچولو هست..ولی نه درحد چنارانصافا درحد نردبون میتونه باشه.

بادیدن تنها صندلی خالی سمتش رفت:ن میرم بخابم دودیقه دیگه راجب اون چنارباهام بحث کنی میزنم جفتمونو میکشم همینجا...

باخنده سمت پنجره رفتمو همونطور که بیرونو نگاه میکردم میله ی استیلو گرفتم تا نیفتم.امروزم گل رز میگیرم ینی؟؟؟..یا..سوبین روت زیاد شده ها...توشیشه برای خودمو وجدان عزیزم ی زبون درازی اساسی ای کردم.اتبووس توایستگاه بعدی متوقف شدو طبق معمول ی ایل ادم ریختن تواتوبوس....ا مدرسه پرس میشم فک کنم...

باحس اینکه ی نفرپشت سرم وایساده به صورت کامل به فرضیه ی پرس شدنم ایمان اوردم...سرموبرگردوندم تاببینم جای خالی هس اونورا یا نه که دستی دوباره سرمو برگردوند سمت جلو..یااا..این کدوم دیوونه ایه...خواستم دوباره برگردم تادوباره ببینم کیه که بادیدن شخص پشت سریم تواینه کفم برید....قدبلند بود...با ی کلاه لبه دارو ماسک مشکی که باعث میشد فقط چشمای کشیده و درشتش کمی از پشت چتریهاش مشخص باشه....لبموگزیدم..این..اینکه..اینکه همونه..بابا...بابا لنگ دراز..ی لبخند که نمیدونم از کجا بود یهویی رو لبم جا خشک کرد..توشیشه دیدم..نگاهی به دوروبر انداخت و وقتی  مطمئن شد کسی حواسش همون نیس..کمی سرشو خم کرد و صداش تو گوشم پیچید:صبح بخیر موفرفری...

بالفظ موفرفری ای که به کاربرد دیگه کاملا مطمئن شدم خودشه..ماسک باعث میشد صداش کمی خش دار به گوش برسه.لبموگزیدمودوباره خواستم برگردم سمتش  که تندی سرمو برگردوند سمت شیشه:یایایا..شیطونی نداریم...

لبامو جمع کردم رومو سمت دیگه چرخوندم....روانی...خب بذار ببینم کی هستی دیگه...

زیر چشمی ازشیشه حواسم بهش بود..به خاطرخنده گوشه ی چشماش کمی چین خورد.دست سردش دستمو اروم لمس کردو ساقه ی ظریف رزو تودستم گذاشت...سرمو پایین انداختم تامتوجه لبخندم نشه...جمع کن خودتو...جمع کن خودتو سوبین...سرمو بلند کردم تا به اصطلاح قیافه ی پوکربگیرم که دیدم نیس...وا..این کی غیب شد..تندی برگشتم عقب..اتوبوس وایساده بودو داشت پیاده میشد...نفسمو بیرون فرستادم و تندی به ارشا نگاه کردم که شاید دیده باشدش ولی  ارشا غرق خواب بود...نفسمو بیرون فرستادم و به رز قرمز رنگ نگاه کردم:پسره ی دیوونه...کی هستی تو؟؟؟

.

.

.

.

.

.

.

 

کعادله رو تو دایره انداختم:نه بااین راه نمیشه باید فاکتوربگیریم...

ارشا نفسشو باحرص بیرون فرستاد:اخه اینم تمرینه داده؟؟خودشو کدوم گوری مونده این استادیو..

یک ربعی از زنگ دوم گذشته بودو همچنان خبری ازاستاد یو نبود...زنگ اولم استاد نداشتیم.بالخره درکلاس باز شدو نمایندمون بورااومد تو و رفت جلوی تخته:بچه ها ی دیقه ساکت...

همه سراپاگوش به بورا خیره شدیم:بچه ها مثل اینکه استادا اعتصاب کردن مدرسه داره ورشکست میشه...

باتعجب نگاش کردم:ینی چی؟؟؟؟ینی مدرسه تعطیل میشه؟؟؟

شونه یا بالاانداخت:نمیدونم ولی استادا بخاطرهمین نیومدن..سه روزه تک و توک استادامیان هیچ کلاسی معلم نداره.

ارشا عصبی نفسشو بیرون فرستاد:اینهمه پول دادیم پای این مدرسهینی چی داره ورشکست میشه..

جیمین  که روی میز نشسته بود پاهاشوتوهواتاب داد:سه روزه استادنداریم اینجوری پیش بره خیلی عقب میفتیم بچه ها تازه کنکورم که داریم.

نفسموبیرون فرستادم:لالاخره ی کاری باید بکنن دیگه...

مینهیوک خودکارشو رومیز گذاشت:من ازبکی از بچه ها که باباش سهامداره شنیدم دارن سهام کل مدرسه ررو میفروشن.میگف ی نفرهس که میخاد کل سهامو بخره ومدرسه رو ازورشکستگی نجات بده...

باذوق نگاش کردم:ینی ازدست مدیر هان خلاص میشیم؟؟

-          فک کنم اینطورباشه...

بااین حرف جیغ و هورای کل کلاس رفت هوا..ینی دیوانه ایم ما...دیوانه ایم که تواین شرایط میخندیم.

ولی باید ادم خیلی پولداری باشه که میخاد کل سهامو بخره ها فک کنم.خواستم دفترمو ببندم که متوجه ارشاشدم که داشت ی چیزی توش میکشید سرمو کمی خم کردم:این چیه؟

سرشو بلند:سوبین..این شبیه چیه؟؟یکم فک کن...

لپاموبادکردمو بادقت نگاش کردم..:شبیه حرف T

-          دقیقا صبح ی گردنبند این شکلی دورگردن کریس بود...حدس میزنم طلاباشه...ولی چرا T؟

-          دورگردن کریس؟؟؟؟

کمی به ذهنم فشاراوردم.کریس چندماهی میشد که زیر پیرهنش همیشه ی گردنبندداشت که پلاکشو تولباسش مینداخت.

ارشا سری به نشونه ی تایید تکون داد:ینی اسم دختره با Tشرو میشه به نظرت؟تواشناهاتون کسیو دارین که اسمش با T شروع بشه؟؟؟

دستی به موهام کشیدم و جواب کاراگاه ارشارودادم:خب توشرکت کلی ادم کارمیکنن احتمالش خیلی زیاده که اسم یکیشون با Tشروع بشه

-          خب حالا ی تیکه پازل داریم به اسم T

-          خانوم کاراگاه نظرت راجب اوضاع مدرسه چیه؟

خنده ی وتاهی کرد:بابا ولش کن درست میشه دیگه بالاخره...

باخنده به تخته خیره شدم:کلا بیخیالترازما فک نکنم وجود داشته باشه تواین دنیا...

.

.

.

.

.

.

-          یئون وو....

-          .......

-          یئون وو.....

باشنیدن اسمم اززبون استاد کیم سریع از فکر بیرون اومدمو دستمو بالابردم:ب.بله استاد.اینجام...

تیکی جلوی اسمم زدم بادقت نگام کرد:بعد کلاس بیا دفترم...

نفسموبیرون فرستادم.انقددرگیر فکرکردن راجب اتفاق دیشب بودم که امروز اصلان حواسم به درس نبود.نفسو بیرون فرستادم.اساد کیم جزو استادایی بود که همیشه اخرکلاس حاضرغایب میکرد و اینکه الان داره حاضرغایب میکنه ینی کلاس تمومه...وسایلامو توکوله پشتیم ریختم.

-          خسته نباشید.

به محض شنیدن اسن جمله بچه ه هم سایلاشونو جم کردن و طبق معمول دخترا سریعا رفتن سمتش تا با سوالای چرت و پرت توجهشو جلب کنن...استاده جوون بودن این بدبختیارم داره دیگه.کولمو روشونم انداختم ورفتم ازکلاس بیرون..برم دراتاقش تاخودش بیاد.هدفونامو توگوشم گذاشتمو برای بارهزارم به اتفاق دیشب فک کردم که باعث شد بازلبخندروز لبام جا خشک کنه...باورم نمیشه یکی ازارزوهام برااورده شده باشهوخندیدمو موهامو باست فرستادم سمت عقب.

-          اگه فک کردنت تموم شده بیا تو...

باشنیدن صدای استاد سریع ازجاپریدم و نگاهش کردم:ا..استاد...

دراتاقشو بازکردو بی توجه بهم رفت تو.نفسموبیرون فرستادم و پشت سرش وارد اتاق شدم.کیفشو روی میز گذاشت و همونطور که پشتش بهم بود شروع به حرف زدن کرد:میشه بگی دقیقا حواست کجاست؟؟

لبموگزیدم و سرمو پایین انداختم و چیزی نگفتم...چرخید سمتم و بانگاه جدیش نگام کرد:مشکلی پیش اومده؟؟؟

سریع سرمو بلند کردم:نه نه استاد...اصلا مشکلی نیس..فقط فقط...

دستاشو جلوی قفسه ی سینش قفل کردو جدی نگاهم کرد:مرخصی یکسالت به حد کافی وقفه انداخته تودرسات بااینکه شاگرداول دانشگاهی ولی بازم باید تلاش کنی یئون.نمیخام دوباره حواس پرتیت تکرار شه...

نفسموبیرون فرستادم و نگاهش کردم...توتموم این مدت فقط ی برا حواسم پرت بوده...چه حقی داره اینجوری حرف بزنه باهام؟؟؟لباموروهم فشارددم تا چیزی بهش نگم..اانگارخودشم فهمید زیاده روی کرده چون تک سرفه ای کرد:میتونی بری...

بدون اینگه چیزی بگم از اتاقش بیرون رفتم و راهی خونه شدم...خوش قیافه هس که باشه پولدار هس که باشه..استاد هس که باشه..دلیل نمیشه بخاداینجوری رفتارکنه وقتی همیشه نمره یکاملو میگیرم...موهامو بادستم بهم ریختم..هوف...کیم جونمیون..امیدوارم ی دوست دخترت کلی حرصت بده و بهت سخت بگیره انقدی که تومارو سراین درسا اذیت میکنی....حالا ببین دیگه دوست دخترت یا زنتم اینجوری نشه الهی بچت عین خودت شه بفهمی ماچی میکشیم توکلاسات...

 

 

 



نوشته شده توسط:kosar_pcy

ویرایش:جمعه 22 آبان 139410:25 ب.ظ

Where is the Achilles heel?
یکشنبه 15 مرداد 1396 08:43 ب.ظ
This is a topic which is near to my heart... Many thanks! Exactly
where are your contact details though?
crystlechawla.hatenablog.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 03:32 ب.ظ
I have been exploring for a little bit for any high-quality
articles or weblog posts on this sort of house .
Exploring in Yahoo I ultimately stumbled upon this website.
Reading this info So i'm satisfied to show that I've an incredibly
good uncanny feeling I discovered exactly what I needed.
I so much undoubtedly will make sure to do not forget this
web site and provides it a look on a relentless basis.
http://yvonnenicklaw.jigsy.com
جمعه 13 مرداد 1396 03:53 ب.ظ
I'm curious to find out what blog system you have been working with?

I'm experiencing some minor security problems with my latest
site and I'd like to find something more risk-free.
Do you have any recommendations?
BHW
پنجشنبه 24 فروردین 1396 01:27 ق.ظ
I visited multiple websites except the audio quality for audio songs existing at this web page is truly wonderful.
manicure
سه شنبه 22 فروردین 1396 08:41 ق.ظ
What i do not understood is actually how you're no longer actually
much more neatly-appreciated than you may be right now.
You are very intelligent. You know thus considerably relating to this topic, produced me for my part believe it
from numerous various angles. Its like women and men aren't interested except it
is something to accomplish with Girl gaga!
Your individual stuffs nice. All the time deal with it up!
manicure
دوشنبه 21 فروردین 1396 07:29 ب.ظ
It's really a cool and helpful piece of information. I'm glad that you shared this helpful information with us.
Please keep us informed like this. Thanks for sharing.
manicure
یکشنبه 20 فروردین 1396 06:02 ب.ظ
Its like you read my thoughts! You appear to understand a lot about this, such as you wrote the ebook in it
or something. I believe that you could do with a few percent to
force the message house a bit, but instead of that, that is magnificent blog.
A great read. I'll definitely be back.
shamim
پنجشنبه 8 بهمن 1394 11:48 ق.ظ
کسی شمارشو نداره...؟؟؟...هیچ خبری ازش نیست..؟؟؟...
پاسخ kosar_pcy : man amadam shamimmmmmmmmmm ^^ khhh
R.shA
پنجشنبه 3 دی 1394 11:09 ب.ظ
mnm nmidonam
kheily megaranm
shamim
سه شنبه 17 آذر 1394 01:12 ق.ظ
بچه ها فک کنم سوبین مرد.....!!!!!!!!!!!!!!.....کسی ازش خبر داره...؟؟؟....یا شایدم دوباره میخواد کنکور بده....!!!!!!...کجایی ....نههههههه....
پاسخ kosar_pcy : amadammm amadam b khoda khhhh ^^
shamim
پنجشنبه 5 آذر 1394 12:18 ب.ظ
خانومممههههههه سوبینننننن....کجایی دقیقا...؟؟؟....گندم بذار بابا...من گندم میخواممممممم.........
پاسخ kosar_pcy : daqiqan avvalin kari k mikham bokonam hamine b khoda ^^
R.shA
چهارشنبه 27 آبان 1394 11:06 ب.ظ
جیییییییییییییییییییییییییییغ
رفتم تو حمووووووووووووووم
من غششششششششششششش
من مررررررررررررگ
من آبقندددددددددد
یی فاااااااااااااااان T کیه؟-___-
نذار از اینی که کچل هستی کچل تر شی-____-
کارآگاه آرشا گجت
باز جییییییییییییییییییغ
تو اوتوبوووووووووس چه رمانتیکههههههههه
من غشششششششششششششششششششششششششششششش
تررررررررررب رز مرد*___*
راستی منم اسم کره ای بدم جای آرشا بذاری؟
shamim
چهارشنبه 27 آبان 1394 11:01 ب.ظ
ادامهههههههه...میخواممممم...گندممممم...!!!....دستت درد نکنه...
شنبه 23 آبان 1394 12:44 ب.ظ
های مرسی بعضی وقت ها گندمم بزار
ارومیه
شنبه 23 آبان 1394 02:17 ق.ظ
موفق باشید
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر

آرشیو موضوعی

آرشیو

آخرین پستها

نویسندگان

لینکستان

لینکدونی

صفحات جانبی

نظرسنجی

  • ازعملکرد وب درچه حدراضی هستین؟






آمار وبلاگ

  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

اَبر برچسبها

جستجو